ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

32

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

ابو بكر آمد ، بنى هاشم نيز نزد على بودند . على پس از ستايش پروردگار ، ابو بكر را اين چنين مخاطب قرار داد : عدم بيعت ما با تو به خاطر انكار فضيلت و برترى تو نبود ، بلكه ما مىديديم كه ما نيز در كار خلافت داراى حقى و بهره‌اى هستيم . در اين مورد به ما ستم روا داشته شد . آن گاه على قرابت خود را نسبت به پيامبر ( ص ) ياد آور شد ، و هنوز سخن او به پايان نرسيده بود كه ابو بكر شروع به گريه كرد . ابو بكر گفت : قرابت با رسول خدا ( ص ) از خانوادهء خودم برايم دوست داشتنىتر است . من كسى را به كارى فرا نمىخوانم مگر آنچه را كه رسول خدا ( ص ) به آن خوانده است و آن كارى را انجام مىدهم كه رسول خدا ( ص ) انجام داده است . على به ابو بكر گفت : ميعادگاه ما و شما ، براى بيعت ، فردا در مسجد جامع ان شاء الله . ابو بكر در راه به مغيرة بن شعبه برخورد . وى به ابو بكر گفت : به نظرم بهتر است عباس را ببينى و براى او و فرزندانش از كار خلافت بهره و نصيبى قرار دهى و با اين كار ، عليه على و بنى هاشم داراى حجتى قوى مىشويد ، زيرا در اين صورت عباس با شماست . از اين روى ابو بكر به همراه عمر و ابو عبيده و مغيره نزد عباس رفتند . ابو بكر پس از ستايش پروردگار چنين گفت : خداوند محمد ( ص ) را برانگيخت و او را براى مؤمنان سرپرست قرار داد . خداوند به واسطهء مقام او بر ما منت نهاد . تا اين كه پيامبر ( ص ) آنچه را نزد خدا بود برگزيد . و مردم بدون سرپرست باقى ماندند . مردم نيز براى خود كسى را برگزيدند كه به مصلحت آنان بود و در اين گزينش يك دل بودند . من حاكم آنان شدم و اين كار را پذيرفته‌ام و با توكل به خداوند نه ترسى دارم و نه متحير هستم . پيروزى من فقط در گرو كمك و يارى خداوند است . من دوست ندارم كسى در مورد آنچه مردم برگزيده‌اند سخنى از روى طعن و نارضايى بگويد و در اين كار شما را پناهگاه خود قرار دهد و شما نيز بر خلاف نظر مسلمانان پايگاه استوار او گرديد . پس يا در آنچه همهء مردم وارد شده‌اند ، وارد شويد ، و يا آنچه را كه آنان پذيرفته‌اند ، رد و انكار كنيد . ما نزد تو آمده‌ايم تا از كار خلافت براى تو و فرزندانت بهره‌اى قرار دهيم . زيرا تو عموى پيامبر ( ص ) هستى . پس از ابو بكر ، عمر آغاز به سخن كرد و گفت : آرى به خدا سوگند ما براى رفع نياز نزد شما نيامده‌ايم ، ليكن دوست نمىداريم شما در آنچه عامهء مردم اجتماع كرده‌اند ، سخنانى نيشدار بزنيد . به خاطر خودتان و عامهء مردم كارها را در نظر آوريد . عباس در پاسخ ابو بكر و عمر گفت : همانطور كه گفتيد ، خداوند ، محمد ( ص ) را پيامبر